میزبانی ۲۰۱۹ به باکو رسیده ومسئولان می توانند یک دوره آموزشی میزبانی را در این شهر بگذرانند و با توجه به هم زبانی نیازی به آموزش اجباری زبان بیگانه هم نیست!

#وحید خدادادی/ روزنامه نگار

قبل تر تبریز را به عنوان یک مادر شهر صنعتی می شناختیم و عمدتا با همین لقب به استقبال توصیفش می رفتیم تا این که روزی از روزها ناگهان خبر رسید که شهر اولین ها قرار است در سال ۲۰۱۸ میلادی به عنوان پایتخت گردشگری کشورهای اسلامی میزبان این رویداد بزرگ باشد و انتشار خبر همانا، وجد و شادمانیهای الکی ما همانا!
با وضعیت بغرنجی که بر واحدهای صنعتی و تولیدی ما حاکم بود، این تغییر استراتژی و رویکرد مسئولان برای شیفت از یک قالب صنعتی به قالبی دیگر و ترویج امر توریسم در نگاه اول امر مبارکی بود و نگاهی توسعه محور که انصافا باید به بانیان طرح دست مریزاد گفت.
اما مطابق امر معمول در کشور ما ایده پردازیهای خوبی صورت می گیرد، ولی متاسفانه در امر اجرا همواره بیراهه رفتهایم و کلی ایده و طرحهای بزرگی که به خاطر ضعف در اجرا به سر منزل مقصود نرسیده و ابتر مانده است. رویداد تبریز ۲۰۱۸ هم از این قاعده مستثنی نیست و به دلایلی چند معتقدیم که با آغاز سال نو میلادی از شر حواشی این رویداد خلاص شدیم.
ابتدا به ساکن برخی مسئولان استانی معتقد بودند که برای اخذ میزبانی کلی به این در و آن در زدهاند و با درایت تمام گوی رقابت را از یزد ربودهاند و این عنوان بزرگ را به نام تبریز رقم زده اند و ما غافل از آیندهای که در پیش است، کلی ممنون این اتفاق بودیم و منت دارشان!
اما موانعی چند حلاوت این میزبانی را به کاممان تلخ کرد!
رویداد تبریز ۲۰۱۸ در اوایل کار بچه سر راهی بود و بعدها که نامش بر زبانها افتاد به عزیز دردانهای تبدیل شد که هر سازمانی دوست داشت سند سرپرستی آن را به نام خودش ثبت کند تا آخرین لحظات از شهرداری گرفته تا سازمان گردشگری و استانداری همه و همه ادعای زعامتش را داشتند که به هرحال داشتن سابقه مدیریت این رویداد کم رزومهای برای آقایان مسئول نبود!
از بحث شیرین کشمکش بر سر مسائل مدیریتی آن که بگذریم، زمان افتتاح رویداد هم از آن قصه های هزارویک شبی است که به خواندنش می ارزد. عموما زمان آغاز سال میلادی دهه اول دی ماه است و به بهانه نوروز فرصت استفاده از پتانسیل های گردشگری زمستانی از دست رفت و نوروز از راه رسید و زمان افتتاح فرا نرسید!
آقای رئیس جمهور مراسم نوروزی کشور همسایه را بر افتتاح رویداد ترجیح داد و ضعف مسئولان عالی وقت در الزام دولت برای حضور در تبریز فرصت تعطیلات نوروزی را همچون آب خوردنی از دست داد تا اردیبهشت از راه رسید و با کلی سلام و صلوات جناب قدم رنجه کرد و عازم دیار ستارخان شد تا چشممان به جمال رویداد ۲۰۱۸ روشن شود. اما قریب نیمی از سال گذشته بود و اندک بودجه مصوب هم اختصاص نیافت تا تراژدی میزبانی تبریز در همان ۵ اردیبهشت تمام شود. در اواسط کار از سر خوش خیالی و طبق وظیفه رسانهای عزم مان را جزم کردیم تا گزارشی در خصوص روند اجرای رویداد تهیه کنیم و نهایتا به یک گزارش یک خطی رسیدیم بدین مضمون که ” همین که نام تبریز مطرح شده ، کافی است” در طول عمر فعالیت رسانهای خود تا این حد قانع نشده بودیم که عطای تهیه گزارش را به لقایش بخشیدیم!
در نهایت آن چه از ۲۰۱۸ ماند را بچسبیم! اما آیا مگر چیزی هم مانده است!؟ پاسخ آری است! انبوهی از تاکسی های نو در سطح شهر با تعداد کثیری از دفترچه های اقساط پرداخت نشده روی دست رانندگان! و کلی مترجم زبان انگلیسی که در قالب راننده تاکسی فعالیت می کنند.
چرا خلاص شدیم اش را باید با نگاهی به ردیف تبریز ۲۰۱۸ در قبض عوارض و کلی طرح های آبکی جست که دیگر توجیه اجرایی ندارد و زنگ آغاز سال نو میلادی ۲۰۱۹ زنگ خلاص شدن از تابلوهایی بود که آرم این رویداد بر آن نقش بسته بود و تعداد بی شماری بنر که روی دست نهادهای مختلف ماند و انصافا حیف شد که فرصت عرض اندام را از یزد گرفتیم!
میزبانی ۲۰۱۹ به باکو رسیده ومسئولان می توانند یک دوره آموزشی میزبانی را در این شهر بگذرانند و با توجه به هم زبانی نیازی به آموزش اجباری زبان بیگانه هم نیست!