بی شک ومانند سنوات گذشته بعید است که در انتخاب مدیران عالی استانی وسواس لازم صورت گیرد و هر که در این وادی مقرب تر باشد از شانس بیشتری برخوردار خواهد بود! و کشمکش ها در فضای مجازی هم به نظر بی ثمر و آب در هاون کوبیدن است!

#وحید خدادادی/ روزنامه نگار

قانون منع به کاریگیری بازنشستگان در سطح کلان استان شامل خدابخش استاندار و شهرتی فر معاون سیاسی و امینیتی وی شد تا این دو عمارت استانداری را لاجرم ترک و طی حکمی که از سوی وزارت کشور صادر شد، جواد رحمتی سرپرستی استانداری را تا اطلاع ثانوی در دست خواهد داشت. بعد از قطعی شدن رفتن استاندار و طبق عادت مرسوم این روزها فضای سیاسی مجموعه استان آذربایجان شرقی و عمدتا تبریز خصوصا در فضای مجازی چالشی و از روزها قبل پویش ها و
کمپین هایی در خصوص مطالبه یک استاندار در حد استانداردهای کلانشهر تبریز و آذربایجان شرقی راه اندازی و اخبار ضد و نقیض زیادی در این خصوص به گوش می رسد!
بعد از منتفی شدن حضور چیت چیان در استانداری نوبت گزینه های بعدی بود تا افراد، تشکل های سیاسی از جمله احزاب و فعالان سیاسی هر کدام از ظن خود به معرفی و دفاع از گزینه های خودی بپردازند! بعد از تایید خبر جمع آوری امضا از نمایندگان استان توسط منادی نماینده سابق مجلس بر میزان تنش ها افزوده شد و بعدها خبر رسید که تنها ساعی نماینده تبریز بوده که این برگه را امضا کرده است! و متعاقبا بی مقدار دیگر نماینده مجلس از تشکیل جلسه ای مابین نمایندگان استان برای رایزنی در این خصوص خبر داد.
از سویی آقای خاص وزارت کشور هم نهایتا مشمول قانون فوق بود و جایش را به یک هم زبان کمی تا قسمتی مخالف با خودش داد تا موضوع استانداری سر مست هم کان لم یکن تلقی شود. در این بین برخی دوستان چنین می پندارند که این پویش ها و کمپین ها در تصمیم گیری ها موثر است و نظر فعالان سیاسی استان وارد! اما به نظر می رسد تصمیمات این چنینی فارغ از چنین فضاهای سیاسی در ساحت کلان سیاست و بر طبق برنامه ریزی های قبلی صورت می گیرد و البته نباید میزان تاثیر گزینه های ریاست جمهوری ۱۴۰۰ را در انتخاب این ۱۱ استاندار نادیده گرفت و کافی است بزرگترین حامی رحمانی فضلی را در مجلس پیدا کنیم تا مسیر انتخاب استانداران هم مشخص شود! در مورد خدابخش هم قطعا خوانندگان محترم استحضار دارند که نهایتا همان اتفاقی افتاد که استاندار سابق بر آن اصرار داشت!
با انتخاب سرمست ضمن حفظ منصب قبلی قدرت چانه زنی وی بالا رفته و آقای خاص را به عنوان رقیب در کنار خود نمی بیند! شانس انتخاب منادی با برملا شدن جریان امضا گیری و مخالفت ولایتی با رفتن او از دانشگاه آزاد بسیار کاهش یافته و از کم اقبال ترین ها در این فقره است. از میان گزینه های باقی مانده و بر ملا شده هم فعلا جهانگیرزاده از بیشترین شانس اقلا روی کاغذ برخوردار است و اخبار غیر موثق نشان می دهد که از دوستان لیست امید حاضر در مجلس هم صحبت هایی با وی شده است و شاید در روزهای آینده اگر توافقات لازم صورت گیرد، قبای استانداری را بر تن کند!
بی شک ومانند سنوات گذشته بعید است که در انتخاب مدیران عالی استانی وسواس لازم صورت گیرد و هر که در این وادی مقرب تر باشد از شانس بیشتری برخوردار خواهد بود! و کشمکش ها در فضای مجازی هم به نظر بی ثمر و آب در هاون کوبیدن است! هر چند برخی دغدغه ها، کمپین ها و غرولندها نه در راستای منافع استان که دقیقا همسو با منافع شخصی و جناحی است و همین امر باعث تفرقه و اختلاف میان فعالان سیاسی است! این که صدای واحدی از مجموعه اصلاح طلبی استان به گوش نمی رسد چون منافع واحدی دنبال نمی شود و در این سروکله زدن ها و نفع شخصی جستن هاست که ناگهان استاندار انتخاب خواهد شد! فضای سیاسی شهر هم در حد شان و جایگاه تبریز به عنوان مبدا جریانات سیاسی در قرن اخیر نیست. باشد که چنین شود!