درباره وزیران امورخارجه| سیاستمدارانی تاثیرگذار در تاریخ ایران
درباره وزیران امورخارجه| سیاستمدارانی تاثیرگذار در تاریخ ایران

وزیر امور خارجه در تاریخ ایران یکی از منصب های حساس و تاثیرگذار به شمار می رود. به همین دلیل نیز افرادی که با عنوان وزیر امور خارجه در تاریخ ایران انتخاب شده اند، دارای ویژگی های منحصر به فردی بوده اند تا بتوانند از حقوق ایران در مجامع بین المللی و در مواجهه با کشورهای دیگر دفاع کنند.

به گزارش نسل تدبیر، اگرچه در دوره های مختلف تبادل سیاسی و فرستادن سفرا از طرف ایران به کشورهای مختلف رایج بوده است اما عنوانی به نام وزیر امور خارجه وجود نداشت تا اینکه در دوره فتحعلی شاه قاجار برای نخستین بار عنوان وزیر امور خارجه باب شد و منصبی با این عنوان در دستگاه سیاسی کشور به وجود آمد. ناصرالدین شاه پس از عزل و تبعید میرزا آقاخان نوری دومین صدراعظم خود از تعیین صدراعظم خودداری کرد و مسوولیت اداره امور کشور را در حیطه نظارت ۱۰ وزیر قرار داد که یکی از این وزارتخانه ها، وزارت امورخارجه بود و فردی به عنوان وزیر، سکان آن را برعهده گرفت؛ افرادی که به این سمت انتخاب می شدند می بایست از شرایط خاصی برخوردار می بودند که تا به امروز نیز همین ویژگی ها مهم و حائز اهمیت است و فردی که به عنوان وزیر امور خارجه انتخاب می شود به هر لحاظ باید قابل قبول باشد.

 

به مناسبت انتصاب حسین فاطمی به وزارت امور خارجه به معرفی چند تن از وزیران خارجه تاثیر گذار در تاریخ ایران پرداخته است.

عبدالوهاب نشاط اصفهانی

عبدالوهاب نشاط اصفهانی شاعر و خوشنویس بود و در دوره یی که هنوز وزارت امور خارجه به معنای امروز تشکیل نشده بود از طرف فتحعلی شاه عازم فرانسه شد تا با ناپلئون دیدار کند. اگرچه به عنوان وزیر امور خارجه عازم فرانسه شده بود اما به نظر می آید که عنوان رسمی وزیر امور خارجه نداشته است. نشاط اصفهانی سیاستمداری باهوش، نویسنده و شاعری توانا بود که عده یی از تاریخ نویسان به دلیل همین ماموریت به فرانسه، او را نخستین وزیر امور خارجه می دانند زیرا منابع از وی به‌ عنوان نخستین فردی نام برده اند که متصدی وزارت امور خارجه بوده است.

میرزا ابوالحسن خان ایلچی شیرازی

نخستین بار که در منابع از وزیر امورخارجه سخن گفته می‌شود، پیش از شروع جنگ دوم ایران و روس است و آن هم درباره میرزا ابوالحسن‌خان ایلچی بوده که هنگام ورود مازارویچ به ایران است به این نام خوانده می شود. ابوالحسن خان ایلچی شیرازی به فرمان فتحعلی شاه به عنوان سفیر ایران به همراه جیمز موریه منشی سفارت انگلیس روانه لندن شد. در آنجا از همان ابتدا تحت تأثیر جنبه های مادی تمدن غرب قرار گرفت و با حیرت به سیر و سیاحت در آن دیار پرداخت و در نهایت کتاب حیرت نامه سفرا که درآن ایرانیان را به تقلید از غرب در همه عرصه ها تشویق می کرد به عنوان تحفه سفر با خود به ایران آورد.

وی به نمایندگی از جانب ایران عهدنامه گلستان را با نمایندگان روسیه امضا کرد و به امضای فتحعلی شاه نیز رسانید. سپس از طرف شاه ایران مأموریت یافت تا به پترزبورگ رفته و عهدنامه را به امضای امپراتور روسیه نیز برساند و درباره باز پس گرفتن قسمتی از خاک ایران که روسیه متصرف شده بود با امپراتور گفت وگو کند. پس از انجام این مأموریت بار دیگر به سمت سفیر ایران در لندن انتخاب شد. وی ضمن تصدی مسوولیت سفارت انگلیس، همزمان سفارت عثمانی، اتریش و فرانسه را نیز عهده دار بود و پس از سه سال اقامت در اروپا به ایران بازگشت تا نخستین دوره وزارت خود را شروع کند. در همین دوران بار دیگر روابط ایران و روسیه رو به تیرگی گرایید و دوره دوم جنگ های ایران و روسیه آغاز شد. ابوالحسن خان وزیر امورخارجه وقت جهت عقد قرارداد صلح با روسیه تزاری و پایان بخشیدن به جنگ، به گفت وگو پرداخت که حاصل آن، عهدنامه ترکمنچای بود. وی در دوران حکومت محمد شاه برای بار دوم به وزارت امورخارجه منصوب شد.

فیروز نصرت الدوله

فیروز نصرت الدوله فرزند دختری مظفرالدین شاه بود که در کابینه وثوق الدوله به سمت وزیر امور خارجه رسید تا یکی از افرادی باشد که قرارداد ۱۹۱۹ میلادی را امضا می کند؛ قراردادی که گفته می شود، نصرت الدوله بابت آن پولی از انگلیس دریافت و آن را خرج سفر احمد شاه کرد. وی ۴۰ هزار لیره از انگلیسی‌ها و ۶۰هزار لیره از درآمد نفت اعتبار گرفت. از جمله اسناد این مطلب اعتراف سر دنیس رایت سفیر پیشین انگلیس در کتابی با عنوان انگلیسی‌ها در میان ایرانیان است. مهدی بامداد نیز دراین باره می‌نویسد: نصرت‌الدوله با ۶۰ هزار پوند اعتبار به حواله کرد شرکت نفت جنوب، همراه احمدشاه به اروپا رفت و نصرت الدوله هم پس از کابینه وثوق از این سمت برکنار شد تا سال های بعد و در دوره رضاخان در ۱۳۱۶ خورشیدی به قتل برسد.

علی سهیلی

هنگامی که آتش جنگ جهانی دوم شروع شد و نیروهای متفقین ایران را اشغال کردند، علی سهیلی که در خانواده یی فقیر در تبریز به دنیا آمده بود، سمت وزیر امور خارجه ایران را برعهده داشت. سهیلی که در وزارت کشور بود در سوم شهریور به اتفاق دیگر وزیران به کاخ سعدآباد رفت تا علی منصور از نخست وزیری کناره گیری کند و محمدعلی فروغی به این سمت برسد و سهیلی هم به عنوان وزیر امور خارجه او انتخاب شد تا در نیمه دوم ۱۳۲۰ خورشیدی حوادث مهم و پردردسری را پشت سر بگذارند و موفق شوند تا در بهمن همان سال پیمان اتحاد میان ایران، انگلیس و شوروی را منعقد کنند. سهیلی به سیاست خارجی نگاه ویژه‌یی داشت و توانست توجه فروغی را در دوران تغییر سلطنت از رضاخان به محمدرضا پهلوی جلب کند و به دولت او کمک زیادی کرد.

در اسفند ۱۳۲۱ خورشیدی از ۱۱۲ نماینده مجلس، ۶۵  تَن به نخست‌وزیری فروغی رای مثبت دادند اما او تعداد رأی را کافی ندانست و حاضر نشد به کارش ادامه دهد. به همین دلیل در جلسه خصوصی مجلس برای نخست‌وزیر جدید، رأی‌گیری و با وجود استعفای فروغی همچنان ۴۵  تَن به او و ۳۹  تَن به احمد قوام رأی داده بودند و سهیلی فقط چهار رأی داشت اما هنگامی که فروغی تأکید کرد، نخست‌وزیری را نمی‌پذیرد و به نمایندگان مجلس توصیه کرد که در آن شرایط، سهیلی از هر فردی مناسب‌تر است، اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان به نخست‌وزیری سهیلی ابراز تمایل کردند و خواستار ارایه برنامه اداره کشور از طرف او شدند. با این اکثریت پارلمانی، سهیلی توانست زمام امور کشور را با وجود مشکلات فراوان به دست گیرد و نخستین فرمان نخست‌وزیری‌اش در اسفند ۱۳۲۱ خورشیدی صادر شد اما چند ماه بعد او را برکنار کردند.

حسین فاطمی

حسین فاطمی را باید وزیر امور خارجه شهید ایران نامید؛ مردی سختکوش، ایران دوست و ملی گرا که در تنها ترین دولت ملی پیش از انقلاب اسلامی یعنی دولت ملی محمد مصدق به این سمت منصوب شد تا بتواند از حقوق ایران در حوزه بین المللی به ویژه در خصوص نفت تازه ملی شده، دفاع کند. فاطمی به دلیل کارآمدی در امور سیاسی و سابقه روشنی که در جریان آزادیخواهی داشت به این مقام رسید زیرا روزنامه باختر او در جریان اشغال ایران در جنگ جهانی دوم به کانونی برای مبارزه با هیات حاکمه و نیروهای متفقین تبدیل شده و خودش بازداشت شده بود و پس از تصویب طرح ملی شدن صنعت نفت و انتخاب مصدق به نخست وزیری به مقام معاونت پارلمانی و سخنگوی دولت منصوب شد و در بهمن ۱۳۳۰ خورشیدی در مجلس هفدهم، نمایندگی مردم تهران را بر عهده گرفت. در ۱۹ خرداد ۱۳۳۱ خورشیدی به همراه هیات ایرانی برای دفاع از حقوق ایران در مجادله حقوقی با انگلیس به دادگاه بین المللی لاهه رفت و پس از قیام  ۳۰ تیر ۱۳۳۱ خورشیدی به مقام وزارت امور خارجه رسید. با وزارت فاطمی نفوذ بیگانگان در دربار کاهش یافت و اقداماتی دیگری در دوره کوتاه وزارت خود انجام داد اما پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ خورشیدی مدتی پنهانی روزگار گذراند اما سپس بازداشت و در دادگاه نظامی به اعدام محکوم شد.

علی اکبر ولایتی

علی اکبر ولایتی در یکی از حساس ترین مقاطع تاریخی ایران سمت وزیر امور خارجه را برعهده گرفت. درست در سال های نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی که کشور در حالت تثبیت قرار نداشت و رژیم بعث آتش جنگ تحمیلی را برافروخته بود تا ایران درگیر جنگی هشت ساله شود. در همین زمان و از ۱۳۶۰ خورشیدی ولایتی به عنوان وزیر امور خارجه نقش مهمی در مجامع بین المللی ایفا کرد. وی بارها در این مجامع مظلومیت ایران را به گوش جهانیان رساند و نشان داد که چگونه رژیم بعث به پشتیبانی کشورهای غربی به ایران حمله کرده است. ولایتی در قطعنامه ۵۹۸ با کمک تیم همراه خود در آن برهه حساس نقش مهمی ایفا کردند آنچنان که خود وی در مورد این مذاکرات می گوید: این مذاکرات بسیار فشرده، پیچیده و سخت بود که در تاریخ روابط بین الملل کمتر می توان شبیه آن را مشاهده کرد و نکات مورد تاکید جمهوری اسلامی ایران نیز محقق شد که از جمله می توان مشخص شدن متجاوز و بازگشت به مرزها را بر شمرد.

او  پس از جنگ تحمیلی در دوران سازندگی نیز در این منصب منشا اثر واقع شد؛ یعنی در دورانی که کشور پس از جنگ نیاز به روابط خارجی پویا و فعالی داشت تا بتواند با قراردادها و روابط گسترده یی که ایجاد می کند، قدم در راه سازندگی بگذارد، ولایتی به خوبی از عهده این کار برآمد. آنچنان که خودش می گوید: اگر به آرشیو روزنامه‌ها مراجعه کنید، ملاحظه خواهید کرد که تعداد وزرای خارجه که در زمان وزارت خارجه بنده چه در زمان جنگ چه بعداز جنگ به ایران آمدند بیش از تعدادی بود که بعدا آمدند.

کمال خرازی

کمال خرازی وزیر امور خارجه دولتی بود که قاطعانه قدم در راه اصلاحات کشور گذاشته بود؛ دولتی که به گسترش مناسبات فرهنگی در حوزه دیپلماسی علاقمند بود و در این راه نیز موفق عمل کرد. خرازی وزیر امور خارجه دولت اصلاحاتی شده که سیاست خارجی اش با تنش زدایی، گسترش ارتباط با اروپا خصوصاً فرانسه و ایتالیا و در مرتبه بعد آلمان همراه بود و در این سیاست نیز موفق عمل کرد تا آنجا که در همین دوره گفت وگوی تمدن ها ایجاد شد. در همین دوره بود که آمریکا به عراق و افغانستان حمله کرد و مدیریت هوشمند وزیر امور خارجه دولت اصلاحات به نحوی بود که توانست ایران را از این آتش های جنگ دور نگه دارد.

محمدجواد ظریف

محمدجواد ظریف درست در دوره یی سکان هدایت وزارت امور خارجه ایران را در دست گرفت که وضعیت گفت وگوهای هسته یی به اوج دوره بحران خود رسیده بود و به قولی گزینه جنگ به روی میز آمده بود تا وزیر امور خارجه در آزمونی سخت قرار بگیرد؛ آزمونی که در یک طرف آن تمام قدرت های غربی و در صدر آن آمریکا قرار داشت. وی از هیچ کوششی برای محکوم کردن ایران فروگذار نبود اما ظریف این شرایط حساس را به خوبی درک کرد و تمام تلاش خود را انجام داد تا سایه جنگ از سر ایران رفع کند که از این آزمون دشوار موفق بیرون آمد.

ظریف در این مقطع حساس تاریخی با حضور پرقدرت و باصلابت در مجامع بین المللی توانست در حوزه هسته یی، حق استفاده صلح آمیز ایران را از این انرژی ثابت کند و نشان دهد که ایران هراسی که در کشورهای غربی ترویج می شود، توهمی بیش نیست که سرآمد همه اینها به برجامی انجامید که تمام قدرت های غربی قانع شدند که ایران نه به دنبال جنگ است و نه از جنگ استقبال می کند و این آمریکا است که نه تنها به دنبال جنگ بوده بلکه نمی تواند به عهد و پیمانی که بسته است، نیز وفادار بماند اما بنابه گفته این وزیر امور خارجه ما خواستار جنگ نیستیم اما از خود دفاع خواهیم کرد.

  • نویسنده : مهدی احمدی