شایسته سالاری در انتخابات مجلس(قسمت سوم)
شایسته سالاری در انتخابات مجلس(قسمت سوم)

قسمت سوم یادداشت اختصاصی نسل تدبیر به قلم احمد بایبوردی با موضوع شایسته سالاری در انتخابات مجلس را در این نوشتار بخوانید.

به گزارش نسل تدبیر؛ شیفته خدمت، آن کسی یا گروهی است که در هر منصب و مسندی آماده خدمت است و تشنه قدرت آن کسی یا گروهی که از هر فعالیت و انتقاد یک هدف را بیشتر تعقیب نمی‌کند و آن کسب قدرت است و پس ازآن نیز جز به حفظ قدرت نمی‌اندیشد.

شیفته خدمت خود را بنده خدا می‌داند و خویش را در محضر او می‌بیند، از دایره اخلاق و ادب خارج نمی‌گردد و برای رسیدن به قدرت با حیثیت و آبروی کسی بازی نمی‌کند. اما تشنه قدرت اگرچه لحظه به لحظه از خدا باوری و خداترسی سخن می‌گوید ولی بدیهی‌ترین مسائل اخلاقی را زیرپا نهاده و برای رسیدن به قدرت و مقام و منصب؛ آبروی افراد و اشخاص برای وی معنا و مفهومی نداشته و خیلی راحت در منظر و برابر دیدگان مردم آنان را متهم به انواع و اقسام جرائم می‌نماید.

۲- شیفتگان خدمت واقعیت‌ها را به طور کامل حتی اگر به ضرر آنان تمام شود می‌بینند؛ خوبی‌ها و بدی‌ها، موفقیت‌ها و ناکامی‌ها، نکات مثبت و هم نکات منفی همه را با هم دیده و سپس قضاوت می‌کنند اما تشنگان قدرت با وارونه جلوه دادن و قلب حقیقت، برای شکست رقیب چشمان خود را بر روی حقایق بسته و با سر هم نمودن اتهامات واهی و تخریب، درصدد کسب قدرت و بیرون کردن رقیب از میدان رقابت بر می‌آیند.

جامعه ایرانی با مسائل و مشکلات فراوانی مواجه است و در این بین برخی سوالات و ابهامات همواره بدون پاسخ باقی مانده است، سوالاتی که باید به دنبال پاسخی برای آن گشت تا جامعه یک گام به جلو رود.

یکی از این سوالات بی‌پاسخ این است که چرا تا این حد در جامعه ایرانی برای کسب پست‌ها و مناصب سیاسی و اجتماعی رقابت وجود دارد و چرا افراد حاضرند اقدامات و فعالیت‌های متعدد و بعضا عجیب و غریبی انجام دهند تا در جایگاه مدیریتی قرار گیرند و چه می‌شود که بعد از کسب قدرت از جانب مردم دچار فراموشی آرا و شعارهای انتخاباتی می‌شوند؟

در کشور ما متاسفانه شایسته سالاری وجوان گرایی در حد شعار باقی مانده است.چهل سال است دایره قدرت در دست افراد محدودی دست به دست می شود.کسی که چهل سال بر مسند قدرت است حاضر نیست کنار بکشد وجای خودش را به یک نفر تازه نفس بدهد.نمایندگی مجلس برای برخی دوستان ارثیه پدری شده است وحاضر به دل کندن از آن نیستند.

هشت سال دوره مدیریتی یعنی شما هرچه در چنته داشته اید رو کرده اید ودیگر چیزی برای ارایه ندارید وباید کنار بروید.عزیزی که با مدرک لیسانس وارد مجلس شده والان دکتری دارد باید کنار برود.عزیزی که قبل از انتخاب شدن حساب چند صد میلیونی داشته والان دارای حساب چند صد میلیاردی هست باید کنار برود.من از جهتی موافق هستم که کاندید مجلس علاوه بر داشتن سایر الویت ها دارای تمکن مالی کافی باشد تا وقتی بعنوان وکیل مردم انتخاب می شود به دنبال افزایش صفر های حساب بانکی اش نباشد.

مجلس محل ورود نخبگان جامعه است الان جوانان دهه ۶۰ را داریم که مدارس فرزانه گان تحصیل نموده اند والان جز نخبگان علمی جامعه هستند کسانی که به واسطه بهره مندی از توان علمی وذهنی وتیز هوشی خود توانسته اند مدارج ترقی را طی کنند.مجلس به چنین افرادی در وضعیت حساس فعلی نیاز دارد.نماینده ای که نمی تواند با یک حساب سرانگشتی میزان ارز خارج شده توسط زایرین کشور عزیزمان ایران را محاسبه کند واعداد بی ربطی را ارایه بدهد موجب وهن مجلس هست.

نماینده ای که می گوید خصوصی سازی بد است ودارای ایراد های شکلی هست حاضر به مناظره با نخبگان اقتصادی وحقوقی نمی باشد.ما در اینجا نماینده نخبه وتیز هوش می خواهیم که از عدد ورقم وحساب وکتاب ونواقص قانونی مطلع باشد وسریع دنبال طرح ولایحه در مجلس باشد تا منافذ فساد خیزی سیستم دولتی را مسدود کند وگرنه با عزل واستیضاح مشکل حل نخواهد شد چون ما فرد فاسد را حذف می کنیم ولی زمینه فساد وگلوگاه های نفوذ همچنان باز است.

در مورد شش نماینده محترم تبریز اگر توانستند در یک صفحه آ۴ کارهای عملی که برای شهرشان در این چهار سال انجام داده اند مثل افتتاح بزرگراه تبریز سهند راه آهن تبریز میانه و……قید فرمایند حق دارند دوباره کاندید شوند ودر معرض رای مردم قرار گیرند وگرنه من جای آنها باشم چنین اقدامی نمی کنم.

ما معمولا عادت کرده ایم به فرد ثروتمند حمله ور شویم وایشان را باشدید ترین نقد ها به چالش بکشیم ولی سوال اینجاست که این فرد ثروتمند که با تلاش خود بدون رانت وفساد دارای ثروت وموقعیت شغلی مناسب شده برای شهر مضرر وخطرناک است یا کسی که با شعار های پو پولیستی وعوام فریبانه خودش را هم سنگ قشر فقیر جامعه نشان می دهد در حالیکه از درون چیز دیگری است وموقعی که وارد مجلس شد ۸۰درصد برای جیب خودش و اطرافیانش کارخواهد کرد وبیست درصد برای مردمی که ادای مثل آنها بودن را می کرد ولی فرد ثروتمندخودساخته وتیز هوش ونخبه قطعا ۸۰درصد برای مردم فقیر کارخواهد و۲۰درصد برای اطرافیان وحلقه خودش !حال قضاوت با شما که کدام مورد می تواند منشا اثرات خیر برای جامعه گردد؟!

قسمت های بعدی این یادداشت را از نسل تدبیر پیگیر باشید

  • نویسنده : احمد بایبوردی