بیایید امسال، یلدا را "ایرانی تر" دور هم جمع شویم...

فرهنگ اصیل ایرانی یکی از غنی ترین فرهنگ هاست که از پشتوانه ای هزاران ساله برخوردار است و سخن گفتن از آن چندان آسان نیست. صادر شدن این فرهنگ به بسیاری از کشورهای منطقه مهر تاییدی است بر این ادعا و باید گفت ترکیبی از فرهنگ اصیل ایران با مدرنیته شاید نسخه ای کامل برای خوشبختی تمامی جوامع بشری باشد. اما مهمترین مسئله ای که باید مورد توجه قرار بگیرد حفظ ارزش های این فرهنگ اصیل و جایگاه آن در بین نسل جدید و جامعه امروز است که با وجود هجمه های گسترده و عملیات روانی رسانه های غربی اهتمامی ویژه و بیشتر از آنچه تا کنون رخ داده را می طلبد. امروز در نتیجه نفوذ نرم رسانه های غربی که مسئولیت گسترش آن بیش از همه متوجه مسئولین خودمان است شاهد افزایش تفکری در جامعه هستیم که بیشترین ضربه را به بدنه جامعه وارد کرده است و آن چیزی نیست جز “روشنفکر نمایی” بخشی از جامعه.
امروز عنوان “روشنفکری” معضلی شده است برای جامعه. هر که شناخت دقیقی از فرهنگ اصیل زادگاه خود ندارد و چند دقیقه پای رسانه ای با رنگ و بوی فرهنگ غرب می نشیند خود را روشنفکر می داند و تلاش می کند تا به دور و اطرافیانش بفهماند که “من دیگر پیشرفت کرده ام و روشنفکرم”. از نظر این اشخاص برگزاری جشن ها و برنامه های مرسوم در فرهنگ غرب، تقلید نحوه پوشش آنها و نحوه زندگی اجتماعی شان نوعی روشنفکری است. آنها فکر می کنند که دیگر دوره و زمان یلدا و نوروز به پایان رسیده و باید هالوین و ولنتاین بگیرند تا خود را افرادی روشنفکر جلوه دهند. البته همه مختارند هرگونه دوست دارند زندگی کنند، اما باید بپذیرند که جامعه از شرایط و نحوه زندگی آن ها تاثیر پذیر است و تک تک اعضای جامعه در قبال مسیر زندگی که پیش گرفته اند، در تشکیل ساختار جامعه سهیم اند و نهایت بی انصافی است که وقتی از شرایط جامعه گله مندیم از خود نپرسیم که “من” چقدر در بنیان اجتماع تاثیر گذار بوده ام !!
آری، امروز وضعیت اسفناک جامعه ایرانی و گسترش بی شمار بداخلاقی ها و بی بندوباری ها و سردی روابط و … ریشه در نفوذ فرهنگی دارد که هیچ سنخیتی با جامعه ایرانی ندارد و اختلاط فرهنگی دیگر در جامعه ای دیگر نتیجه ای بهتر از این را نمایان نخواهد کرد.
اما واقعا مشکل کجاست؟! آیا مردم عامدانه به سمت فرهنگ غرب رفته اند؟!
منصفانه ترین پاسخ به این سوال “نه” است. شاید مطرح کردن این موضوع که تنها و تنها باعث ایجاد شرایط کنونی نفوذ فرهنگ غرب توسط ماهواره است، برای برخی خسته کننده و مسئله ای پایان یافته باشد اما باید پذیرفت که همین امروز هم علت بوجود آمدن تداخل فرهنگی در روابط خانوادگی “ماهواره” است. اما مقصود از این نوشته مطرح کردن لزوم جمعاوری این دستگاه از منازل و حرکت های گازانبری و اشتباهی که درگذشته حتی نتیجه عکس داشته، نیست. هدف این است که یادآور شویم اگر خودمان می توانستیم (که می توانیم) با برنامه های رسانه های داخلی اوقات فراغت خانواده ها را پر کنیم، دیگر خانواده ها به سمت برنامه های غربی نخواهند رفت و این مسئله اخیراً نیز به اثبات رسید. در همین زمانه ای که برخی ها کم رنگ کردن رسانه های مذکور را غیر ممکن می دانستند فقط و فقط یک برنامه باعنوان “دورهمی” توانست ۹۰% مخاطبین آن رسانه ها را به سمت رسانه ملی و آن برنامه سوق دهد و این یعنی بازهم دیر نشده است و می توانیم…
رسانه ملی در کشورمان برای انجام این رسالت در الویت قرار دارد و باید با کنار گذاشتن برخی بی مهری ها و رفتارهای سلیقه ای و به عقیده برخی ها سیاست زدگی، چشم اندازی نو برای آینده ترسیم نمایند تا با رویکردی نو، جذب حداکثری را رقم زنند. این قدم برای ارتقاء جایگاه فرهنگ اصیل ایرانی حائز اهمیت است و اهتمام ویژه و نگاهی نو از سوی مسئولین ذیربط را می طلبد. تنها با نگاهی نو می توانیم جایگاهی ویژه برای فرهنگ اصیلمان ایجاد کنیم و فرهنگ سازی برای بازگرداندن جایگاه سابق رسم و رسومات ایرانی در بین خانواده ها با مدیریت فرهنگی سیاست زده ممکن نیست.
یلدا نزدیک است و هرلحظه که یاد دورهمی های دوران گذشته مان می افتیم و شرایط امروز را می بینیم ناگزیر بغضمان می ترکد و شرایطی این چنین قابل تحمل نخواهد بود مگر با مدیریت اصولی.
مدیریت اصولی فرهنگ با اهل فرهنگ، هنر با هنرمند، جامعه با جامعه شناس و سیاست با سیاستمدار ممکن است و جز این شرایطی بهبود یافته را شاهد نخواهیم بود.
بیایید امسال، یلدا را “ایرانی تر” دور هم جمع شویم…
یادداشت از: علی محمدزاده وردین – فعال اجتماعی