۴_۲ به نفع اردوغان!
۴_۲ به نفع اردوغان!

یادداشت اختصاصی نسل تدبیر به قلم «ایوب آقاجانزاده» را در این نوشتار بخوانید.

بازی تراکتورسازی با استقلال تهران تمام شد اما هنوز گرد و خاک زهرآلود برخاسته از آن چشم هر بیننده ای را میآزارد و دلش را خسته!

مشابه آنچه در استادیوم یادگار امام روی داد، با کمی بالا و پایین، قبلاً نیز در بازی های دیگر لیگ برتر و برخیبازیهای ملی رخ داده بود؛ اما این بازی به غایت متفاوت و دل آزار بود.

اگر نشان گرگ خاکستری و زوزه های اعتراض آلود آنرا بپذیریم، اگر از شعارهای نفرت انگیز نژادپرستانه ترکفارس(از هر طرف که باشد) که بخشی از تار و پود ماهیت ما که سهل است بلکه وجود و هستی ما را نشانه گرفتهبگذریم، حمایت از حمله نظامی کشوری به کشور ثالث، که اتفاقاً روابط استراتژیک قابل قبولی بین ایران و هر دو آنهابرقرار است، آن هم در جریان رویدادی که قرار بود و هست ورزشی باشد و خنیاگر پهلوانی و جوانمردی دیگر قابل دفاعنیست.

     سوم اسفند سال گذشته همزمان با روز جهانی زبان مادری یادداشتی به قلم حقیر در حمایت از زبان مادری و لزوماجرای اصل ۱۵ قانون اساسی و برخی اقدامات بایسته دیگر به عنوان یک برنامه راهبردی که جمهوری اسلامی ایرانمی تواند مورد توجه قرار دهد نگاشته و منتشر شد.

اما حمایت از زبان مادری کجا و باز کردن پرچم کشوری بیگانه، آذری یا ترک، کجا؟ هویت طلبی کجا و لگدمال کردنمنافع ملی با گستردن شعارخلیج عربیکجا؟ اینکه در اجرای قانون اساسی مشکل داریم، یا سیاست های قومیمنطقی و منسجمی که بتواند همه اقوام ایران را چون دوست و برادر در کنارهم جمع آورد طراحی و پیاده نمی شود،هیچکدام به معنی جواز پشت کردن به منافع ملی و کیان کشور و بی احترامی به ناموس آن نیست.

زبان ترکی(به همان صورتی که هست، چه وارداتی و تحمیلی از زمان حمله سلجوقیان و غزنویان و مغولان باشد و چهزبان اصیل و باستانی ایران) زیر سایه زبان فارسی و رسمیت بلامنازع آن درحال خوبی به سر نمی برد.

همانگونه که زبان فارسی در چنبره زبان عربی گرفتار شده و می توان ادعا کرد که با تصفیه کلمات و عبارات عربی بهمعنای واقعی کلمه(به تعبیر اعراب) عجم(لال) خواهیم شد! فرهنگ ترکی و البته سایر خرده فرهنگ ها در حال رنگباختن و اضمحلال اند، اما  بازکردن پرچم کشورهایی که به روایت تاریخ سابقه چندان مشعشع و قابل دفاعی درروابط دوجانبه با ایران ندارند چه معنایی جز کوبیدن بر طبل نفاق و نزاع می تواند داشته باشد؟ فهم و درک آنچه برسرایران در دوره حکومت شوروی تزاری و ترکیه عثمانی آمده است چندان دشوار نیست.

اینکه اردوغان به دنبال احیای همان دوران طلایی است و از “۱۲۰ هزار ایرانیحرف می زند که به تعبیر خودش درورزشگاه شعارجانم فدای ترکیهسر می دادند نیز کار سختی نیست.

اما یک سوال مهم و اساسی لازم است پاسخ داده شود: چگونه می توان بعد از اتفاق تلخی که در ورزشگاه افتاد چشمدر چشم هموطنان کرد خود نگریست و از منافع ملی، همبستگی، و اتحاد سخن گفت؟ چگونه می توان از اصطکاک کردترک که قطعاً در روزها و هفته های آتی تشدید خواهد شد جلوگیری کرد؟ چطور می توان از تمامیت ارضی حرف زدکه چند دهه است تخریب و برهم زدن ترکیب جمعیتی و جغرافیایی آن جزو اصلی ترین برنامه های اتاق فکرصهیونیزم و متحدانش قرار دارد؟ و در نهایت، در فضای ضد امنیتی به وجود آمده تکلیف فعالان مدنی که دل در گرواین آب و خاک دارند و صرفاً در جهت حمایت از زبان، ادبیات و فرهنگ محلی خود و اصلاح امور از طریق ساز وکارهای دموکراتیک و مسالمت آمیز قدم برمی دارند چه می شود؟!

    وقتی از پدر یا مادر خود گله مندیم و قصد فرار از خانه را داریم، خاطرمان باشد در دامان چه کسی خواهیم افتاد؟! وقتی بن شاخه ای را میبریم به یاد داشته باشیم که خود بر آن نشسته ایم و تیشه بر ریشه درختی می کوبیم که درسایه آن غنوده ایم!

کلام آخر اینکه مطالبه گری، حق طلبی، آزادی و عدالت خواهی، مردمسالاری، اصلاح طلبی آری؛ اما خیانت هرگز!