اخبار برگزیده:
تاریخ انتشار خبر: 18 اردیبهشت 1397   |   22:08:10
چاپ این خبر

یادداشت اختصاصی علی محمدزاده وردین

رویش جوانه بیداری و آزادیخواهی در دوران مشروطه نقطه عطفی در تحولات موسیقی ملی

تحولات موسیقی ملی و چهره های تاثیرگذار
موسیقی هنری است که هرانچه زبان عادی قاصر است از گفتن، آن را با تراوش احساسات و انگیزه های آدمی بیان می کند و فراتر از الفاظ، ناکامی های زبان را جبران می کند. در واقع شیوه ای است دلنشین برای احساسات و ناگفته ها و سرچشمه ای در باطن انسان دارد و به قول اندیشمندان « مخلوقی است که از روح آدمی جان گرفته و به روح آدمی جان می دهد ». از هنر موسیقی و تاثیراتش هرچه گوییم، کم گفته ایم و بحث در این مورد، در این مقال نمی گنجد ودر ادامه برآنیم تا نوعی فاخر از این هنر، یعنی موسیقی اصیل ایرانی را بررسی کنیم.
ایران سابقه ای دیرین در حوزه هنر موسیقی دارد و تاریخچه آن به دوران ایران باستان بر می گردد و با بررسی اجمالی، درخواهیم یافت تمامی اقوام ایرانی از دوران باستان تا کنون دارای موسیقی منحصربفرد خویش بوده اند که این موکد ریشه تاریخی موسیقی در ایران می باشد. موسیقی اصیل و سنتی ایران با گذر از اعصار مختلف و روبرو شدن با وقایع و رخدادهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی تحوّلات شگرفی برخود دیده و چهره های بسیاری نیز در رقم خوردن تحوّلات ایفای نقش نموده اند. موسیقی ملی ایرانی باتوجه به ادبیات و فرهنگی غنی کشورمان، از محتوایی متمایز از سایرین برخوردار است و میتوان گفت این موسیقی، تجلّی گاه احساس و عاطفه است. هنری که آرمانش بیان عرفان است و عشق و کمال و در نهان آن زندگی جاری است و اندیشه والای انسانی را با نوای دل انگیز تلاوت می کند و دوای روح و صفای جان می گردد. اما با وجود همه این تفاسیر از عظمت موسیقی ایرانی، در ارائه و ترویج آن غفلت کرده ایم و موسیقی های بی محتوای غربی از نوع فاخر ایرانی اش پیشی گرفته و این بزرگترین آسیبی است که بدنه هنر موسیقی کشور متحمل شده. لذا می طلبد تا دستگاه های مختلف اعم از رسانه ها علی الخصوص رسانه ملی به ترویج نوع اصیل موسیقی ایرانی با کنارنهادن محدودیت های غیر اصولی، همت گمارند.  
در بررسی تاریخچه موسیقی ایرانی، به این نکته خواهیم رسید که موسیقی در کشور ایران، با گذر از وقایع مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، افت و خیز فراوانی بر خود دیده است و وقایعی از این قبیل و درگیرشدن هنرمندانی متفکر که بواسطه مهارت های منحصر بفردشان باعث ایجاد تحوّلاتی شده اند که موضوع اصلی بحث است.  
_ رویش جوانه بیداری ملت در دوران مشروطه، نقطه عطفی در تحول موسیقی ملی ایرانی
دوران مشروطیت یکی از مهمترین دوران تاریخ معاصر ایران به شمار می آید و رویش جوانه بیداری و آزادیخواهی در ملت، موسیقی را وارد فاز جدیدی کرد. وقتی از موسیقی ایرانی و سیر تحولاتی آن سخن به میان می آید، دوران مشروطه رکن اساسی آن می شود و در واقع، با انقلاب مشروطه بود که بسیاری از حالت های موسیقی در شهرهای بزرگ ایران و به ویژه شاهزاده نشین ها و اعیان نشین هایی مثل تهران، تبریز، قزوین و شیراز تغییراتی اساسی یافت. آشنایی موسیقی دانان با موسیقی غربی به واسطه سفر به غرب نیز از اهم موارد تحول موسیقی در این دوره است و موسیقی دانان با کسب علوم اصولی هنر موسیقی، توانستند موسیقی ایرانی را از حالت عادی به علمی تبدیل کنند و آن را از طریق نوشتن نت اجرا نمایند و تاسیس دارالفنون و اختصاص بخشی از آن به هنر موسیقی در دوران صدرات امیر کبیر نیز یکی دیگر از موراد موثر در تحول موسیقی در این عصر به شمار می آید. مشروطه، موسیقی ملّی و وطنی را که از غرور وطن پرستی دم می زد پدید آورد و چهره های زیادی که دردمند بودند از اوضاع زمانه به ترانه سرایی پرداختند.  


•    عارف قزوینی، نغمه پرداز وطن  
 
عارف، شاعری است که در این عصر به سرودن اشعار وطنی پرداخت وآثاری فاخر از خود به یادگار گذاشته و از این رو نغمه پرداز وطن شهرت یافته است. یکی از معروفترین آثار او در دوران مشروطه، غزل « پیام آزادی » است.
 پیام دوشم از پیر می‌فروش آمد * بنوش باده که یک ملتی به هوش آمد * هزار پرده ز ایران درید استبداد * هزار شکر که مشروطه پرده پوش آمد * زخاک پاک شهیدان راه آزادی * ببین که خون سیاوش چه سان به جوش آمد * برای فتح جوانان جنگجو، جامی * زدیم باده و فریاد نوش نوش آمد *  صدای ناله ی عارف به گوش هر که رسید * چو دف به سر زد و چون چنگ در خروش آمد
عارف پس از جنگ جهانی اول و با ایجاد جریان های گوناگون سیاسی و آغاز شکل گیری احزاب و انجمن ها وارد جریانی شد که اغلب آن را عناصر ملّی گرا شکل داده بودند و پس از تجوازات کشور های همسایه، به همراه دوستانش به عثمانی سفر کرده و در استانبول مقیم شد. وی در سال 1299 دورباره به ایران بازگشت و پس از گذراندن زندگی پرفراز و نشیب، در بهمن 1312 دیده از جهان فروبست.
پس از دوران مشروطه، وارد دوره ای می شویم که مکتب موسیقی ملّی ایرانی، به رسمیت شکل گرفت. این مکتب بر پایه موسیقی قدیمی ایران باستان بنا نهاده شده و اصلاحاتی در آن اعمال شد و همانطور که یاد شد، از تکنیک های موسیقی غربی در آن کمک گرفته شد و در کنار آن، موسیقی کلاسیک ایرانی نیز با تاسیس هنرستان موسیقی و رادیو تهران و با گسترش رسانه هایی که خبر از حال و روز هنرمندان غربی می دادند، خود را در بین مردم جای داد.


•    کلنل علینقی وزیری، بنیانگذار مکتب موسیقی ملی ایرانی  
 
وزیری در نواختن برخی از سازها مهارت داشت. وی به فرانسه سفر کرد و به مدت 3 سال به فراگیری علم موسیقی و آواز پرداخت و همزمان با تحصیل، به مطالعات مختلفی در این حوزه پرداخت و سپس به آلمان رفت و باز در آموزشگاهی، مشغول به تحصیل شد و هدف او از پرداختن به این مطالعات، تاسیس آموزشگاهی در ایران بود که برای اولین بار تحت عنوان « کلوپ موزیکال » در سال 1302 توسط وی صورت پذیرفت و همین تحصیلات خارجی وی، نقطه عطفی در زندگی هنری اش به شمار می آمد. قابل ذکر است، وزیری در سال 1297 مدرسه موسیقی که توسط دولت تاسیس شده بود را مدیریت می کرد و کلوپی که در سال 1302 بنیان نهاد متفاوت از آن بود. در این کلوپ، وزیری به همراه شاگردانش به ارائه کنسرت می پرداخت و همین امر تحوّلی اساسی در موسیقی ملی ایجاد کرد. از دیگر ابداعات وزیری می توان به اجرای هارمونی (چندنوایی) اشاره کرد. وزیری پیشنهاد گنجاندن آموزش سرود در برنامه های درسی آموزشگاه ها را ارائه داد که این پیشنهاد در آموزشگاه های نظامی عملی شد و قریب دو سال هنرآموزانی از طرف آموزشگاه وزیری سرود های ملی و نظامی را در مدارس مذکور تدریس می کردند. علینقی وزیری در کنارهمه موارد یاد شده، شاگردانی پرورش داد که تک تک آن ها به چهره های موثر در موسیقی ملی مبدل گشتند.  


•    ابوالحسن صبا، از شاگردان و تک نواز ارکستر وزیری  
 
صبا، ادیب و استاد موسیقی بود. اودر نواختن سه تار مهارت شگرفی داشت. وی هنر موسیقی را از پدرش فراگرفت و سپس نزد علیقلی وزیری و سایر اساتید موسیقی سه تار، ویولن، کمانچه، سنتور، نی و ضرب آموخت. شناخت اکثریت آلات نوازندگی، صبا را متمایز از سایرین کرده است وهمین امر موجب شد تا وی نیز همانند استاد خویش، شاگردانی تربیت نماید که همگی از مفاخر هنر موسیقی این مرز و بوم به شمار می آیند. ابولاحسن صبا به پیشنهاد وزیری در رشت مدرسه موسیقی تاسیس کرد و ضمن آموزش موسیقی، با سفر به روستاهای اطراف رشت، به مطالعه و جمعاوری در مورد آهنگ های محلی پرداخت و ارمغان هایی از این سفر به همراه آورد. از چهره های موثر هنر موسیقی کشور که شاگردان صبا بوده اند، می توان به غلامحسین بنان، همایون خرّم، رحمت اله بدیعی، حبیب اله بدیعی، اسماعیل چشم آذر، شهریار، ایرج خواجه امیری، پرویز یاحقی و فرهاد فخرالدینی اشاره کرد.  
با پشت سرگذاشتن سال های متمادی، موسیقی ملی توسط چهره هایی که ذکر شد مسیر متعالی خود را طی نمود و در هر دوه تحوّلاتی در آن ایجاد شد و در مواقعی نیز با موردتوجه قرار دادن موسیقی غربی و غیر اصیل، از اهمیّت می افتاد.  


•    روح اله خالقی، احیا گر موسیقی اصیل  
 
روح‌الله خالقی (ایستاده راست) در حال رهبری ارکستر، خواننده بنان، مایستر ابوالحسن صبا، ۱۹۴۸ میلادی
خالقی از جمله چهره هایی است که در دوران تقلیل خواستگاه موسیقی اصیل، در صدد احیای آن برآمد. او کتابی در مورد سرگذشت موسیقی ایران نوشت. وی در دوره ای به سر می برد که عده ای موسیقی غربی را مهم و تدریس و ترویج موسیقی اصیل ایرانی را بی فایده می دانستند و حتی عده ای که موسیقی ملی می نواختند، به نواختن سازهای غربی پرداختند و هنرستان عالی موسیقی را ترک کردند. یکی از پژوهشگران موسیقی در باره مکتب خالقی می نویسد: از ویژگی مهم مکتب خالقی این است که موسیقی کلاسیک را پدیده ای غربی نمی داند و آن را امری جهانی می دانست که هر کشوری می تواند در سراسر جهان آن را داشته باشد. یعنی در یک صفحه موسیقی کلاسیک می توان یک تکنیک مربوط به موسیقی ایران را که آهنگ آن، اروپایی باشد، به وضوح شنید. این رویداد بیشتر در زمینه ی مسایل تکنیکی و علمی صورت می گیرد به این دلیل که بخش های علمی موسیقی شامل قانون هایی است که در سراسر جهان، کاربرد هایی مشابه دارند.


•    امشب در سر شوری دارم ...  
 
کمتر کسی را می توان یافت که ترانه « غوغای ستارگان » را به یاد نداشته باشد. اثری از همایون خرّم، نوازنده ای که سازش سنگین و پرصلابت است. وی مهارت بسیاری در آفرینش آنی ملودی های جاندار داشت و همین امر، کارهای او را متمایز می کند. آثار همایون خرّم حافظه موسیقایی حداقل 3 نسل از ایرانیان را شامل می شود و عظمت هنر این شخص آنجا نمایان می شود که همکاران هنری وی خوانندگانی چون حسین قوامی، ایزدبانو، مرضیه، گلوریا روحانی، دلکش، شجریان، گلپا و ایرج می باشد. همایون خرّم، آهنگسازی را بصورت علمی و از پایه آموخته و به آن تسلط کافی داشت و شهرت وی در ترانه های معروفش خلاصه نمی شود و کارهای ارکستری و سمفونی گونه او که کمتر آهنگسازی یارای برابری با آنهارا داشته است، به شهرت وی می افزاید.  


•    بنان، بزرگترین مجری سبک وزیری – خالقی  
 
غلامحسین بنان با آغاز فعالیت از سال 1306، در جلسات خصوصی و در حضور آشنایان خود آواز می خواند. او از سال 1320 وارد رادیو شد و با همکاری مفاخری همچون روح اله خالقی، صدای وی شنیده شد. خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و از زمان آغاز سری برنامه های  « گلهای رنگارنگ » با آن همکاری کرد. مهمترین ویژگی هنر بنان، زیر و بم صدایش است. او هم به آواز قدیمی و کلاسیک و هم موسیقی مدرن ایرانی علاقمند بود و در سال 1332 بعنوان استاد آواز هنرستان موسیقی به فعالیت خود ادامه داد و در سال 1334 رئیس شورای موسیقی رادیو شد. بنان در اجرای برنامه های ماندگاری همچون « گلهای رنگارنگ »، « گلهای جاویدان » و با اساتیدی چون خالقی، صبا، محجوبی، عبادی، تهرانی و تجویدی همکاری داشته است. تسلط بنان به مرکب خوانی و تلفیق شعر و موسیقی زبان زد است.  


•    آنجا که موسیقی باز می ماند، چه سخن ها که آغاز نمی شود...  
 
سخنی از حسن کسائی که در واکنش به جمله معروف « آنجا که سخن باز می ماند، موسیقی آغاز می شود » بیان کرده است. وی رواج و رونق لقب استاد را عامل به بیراهه کشیده شدن هنر موسیقی می دانست. کسائی نیز همانند سایرین در حوزه موسیقی سخنی زیادی برای گفتن داشت . چرا که وی مکتب دار این هنر در اصفهان بود و در رشته های نی، سه تار و آواز صاحب سبک بوده است. امروز عده کثیری از نوازندگان نی و ضرب ها، از نواخته های ایشان بهره می برند. مجموعه « ردیف نی » کسائی که در سال 80 سالگی آن را ضبط کرده است، نخستین اثری آموزشی برای علاقمندان به نی نوازی است. وی به جهت تک نوازی و کار حرفه ای اش، به رادیو راه یافت و با خوانندگانی چون جلیل شهناز، تجویدی و عبادی همکاری داشته است.  


•    استاد شجریان: هرکس بخواهد در بالاترین حد حنجره، صدایی را مثال بزند، می گوید صدایش شبیه « ایرج » است.  
 
 
ایرج خواجه امیری یکی از خوانندگان صاحب سبک ملّی است و به قول معروف، صدایش از معدود صداهای شش دانگ به شمار می آید. وی در یک مهمانی با مجید وفادار (آهنگ ساز شاخص ) آشنا
 شد و توسط وی به ابوالحسن صبا معرفی شد. در سال 1326 به مکتب صبا راه یافت و در حضور وی دانش خود را تکمیل کردو از طریق او به رادیو تهران معرفی شد. ایرج در طول سال های 1327 تا 1336 با ارکستر های مختلفی چون ابراهیم خان منصوری، عبداله جهان پناه، محمد بهارلو، نصراله زرین پنجه، مهدی خالدی، جواد نصری و بزرگ لشگری به اجرای برنامه پرداخت. وی در سال 1336 به دعوت داود پیرنیا به برنامه « گل ها » راه یافت.  


•    فرهاد فخرالدینی، معمار ارکستر ملی ایران  
 
فخرالدینی اهل تبریز و یکی از تاثیر گذارترین چهره های موسیقی ملی در کشور به شمار می آید. او از دوران کودکی شاهد رفت و آمدهای اهالی فرهنگ و ادب به مغازه پدرش بود. وی از همان کودکی علاقه زیادی به موسیقی داشت و این علاقه وی را به جایگاهی بزرگ رساند.  فخر الدینی هم در حوزه آهنگسازی، هم رهبری ارکستر و هم نوازندگی فعالیت کرده و همین امر، وجه تمایز هنر او با سایر همکارانش است. در این 3 حوزه استاد فخرالدینی کار حرفه ای خود را با آهنگسازی فیلم « شوهر آهو خانم » آغاز کرد و تا امروز برای فیلم های شاخص زیادی آهنگسازی کرده است که یکی از آن ها موسیقی تیتراژ فیلم امام علی (ع) می باشد. نقش موثر فخرالدینی در موسیقی ملی کشور آنجا خود را نشان می دهد که تعداد شاگردانش حتی بیشتر از تعداد موزیسین‌های ایرانی داخل و خارج از کشور است. وی در طول زندگی هنری به جز آهنگسازی، به امور پژوهشی نیز پرداخته است و در این زمینه به بررسی ریتم در موسیقی قدیم ایران علاقه‌مندی بیشتری نشان داده. آخرین کار فرهاد فخرالدینی ساخت موسیقی سریال تلویزیونی زندگی زنده یاد است که به کارگردانی کمال تبریزی از صداو سیما پخش شد.  


•    خسرو آواز ایران  
 
محمدرضا شجریان که به « خسرو آواز ایران » ملقب گردیده است، شخصیتی است که موسیقی ملی ایران را در زمان خود متحول ساخته است. شجریان کسی است که با تلاش چندین ساله و  کسب دانش در محضر اساتید مختلف و تمرین های مستمر، توانسته جایگاه ویژه ای در موسیقی ملی ایران به خود اختصاص دهد و به شخصیتی مرجع در این حوزه مبدل گردد و تحول بخشیدن وی به موسیقی ملی، آنجا نمایان می شود که در کنار قشر سنتی علاقمند به موسیقی ملی، جوانان را نیز به فراگیری و دنبال کردن موسیقی اصیل ایرانی ترغیب نموده است. عرصه آموزش هنر موسیقی اصیل ایرانی، جایگاه امروز خود را مدیون تلاش های استاد شجریان است و باید گفت، شجریان از جمله اساتیدی است که بدون چشم داشت دنیوی، شاگردان زیادی را برای ادامه مسیر موسیقی اصیل، تربیت نموده است که از میان شاگردان وی می توان به چهره های شاخصی چون حسام الدین سراج، همایون شجریان، علیرضا قربانی و ایرج بسطامی اشاره کرد. 

 
•    مشکاتیان، چهره تکرار نشدنی موسیقی ملی ایران
 
پرویز مشکاتیان از دوران کودکی به آموختن هنر موسیقی روی آورد و مهارت وی در نواختن سنتور زبان زد عام و خاص است.  در ۱۳۵۶، وارد رادیو شد و زیر نظر هوشنگ ابتهاج به فعالیت پرداخت. اما همکاری اش را پس از واقعه 17 شهریور 57 با رادیو قطع کرد و با همکاری چند تن از دوستان هنرمند خود گروه چاووش را تشکیل داد.  وی در موسسه چاوش با حمایت های محمدرضا لطفی و هوشنگ ابتهاج و با همکاری هنرمندانی چون حسین علیزاده به فعالیت پرداخته و آثار ماندگاری از خود به یادگار گذاشته است. در حوزه آهنگسازی و تصنیف سازی، کمتر کسانی توانسته اند آهنگ هایی را بسازند که با اقبال جامعه روبرو شود و به عقیده صاحب نظران حوزه موسیقی از جمله کیوان ساکت، پرویز مشکاتیان تصانیفی را می ساخت که ضمن داشتن جذابیت‌های لازم برای مردم، بسیار آثار مهمی در زمینه موسیقی نیز محسوب می‌شدند و از سطح کیفی بالایی برخوردار بودند.  
چهره های ماندگار فراوانی عمرشان را گذاشتند تا موسیقی ملی ایرانی مسیر متعالی خود را ادامه دهد. بزرگانی که از آن ها نام بردیم و اشخاصی چون استاد محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، کیهان کلهر، شهرام ناظری، بیژن کامکار، فریدون شهبازیان و سایر شخصیت ها و امروز خدا را باید شاکر باشیم که جوانانی، رسالت خطیر این بزرگان را ادامه می دهند. اما آنچه باید مد نظر قرار بگیرد ادامه مسیر و آینده موسیقی ملی است. آیا هنرمندان امروز نیز خواهند توانست همانند روح اله خالقی ها و شجریان ها و خرم ها، آثار خود را در تاریخ ماندگار کنند و سوال دیگر این که شهرت و آثار همین مفاخر یاد شده نیز به آینده منتقل خواهد شد ؟!  
این ها سوالاتی است که مایه نگرانی هر هنردوستی است و شرایط امروز جامعه و بررسی سلایق اکثریت، نشان دهنده این است که جایگاه موسیقی ملی با وجود تلاش جوانان، مانند سال ها پیش که مورد توجه قرار می گرفت، نبوده و اقبالی در بین مردم برای آن وجود ندارد و این آسیب، متوجه اهالی و صاحبان سیاستگذاری فرهنگ و هنر کشور است. چرا که سلایق مردم را آن ها تشکیل می دهند. اگر در رسانه ملی جایگاهی ویژه برای موسیقی اصیل خود داشته باشیم و بتوانیم در مقابل نفوذ نرم فرهنگ غربی که توسط رسانه های غربی صورت می پذیرد، فرهنگ اصیل خودمان را ارائه کنیم، مطمئنا شاهد موفقیت هایی خواهیم بود و از وضعیت اسفبار کنونی که روی آوردن مردم علی الخصوص جوانان به موسیقی بی محتوا است خارج خواهیم شد و با قاطعیت باید گفت اعمال محدودیت برای هنرمندان و سیاسی کردن موضوع هنر موسیقی تنها و تنها اصالت خودمان را زیر پا گذاشته و با این کج سلیقگی ها فرهنگ غرب را ناخواسته وارد میهن خود می کنیم و تا قدر هنر و هنرمندمان را ندانیم، وضعیت اسفناک تر از امروز را شاهد خواهیم بود...
آنچه در این مرقومه ذکر گردید، جزئی از تلاش های بزرگان موسیقی میهن در سیر تحولاتی این هنر بود و قلم کم می آورد از نوشتن بسیط تلاش ها و سختی هایی که این عزیزان متحمل شده اند تا امروز موسیقی ایرانی، نه تنها در ایران، بلکه در همه کشور های دنیا به اجرا در آید و همگان را در عظمت خویش، مبهوت کند.   
 

نظر شما
کد امنیتی نوسازی کد
آخرین مطالب
آرشیو
آرشیو
نظرات مخاطبین
خبرنامه

جهت عضويت در خبرنامه سايت، ایمیل خود را وارد کنید: