• امروز : سه شنبه - ۱۴ مرداد - ۱۳۹۹
0
یادداشتی به قلم "رامین نظامی‌خواه"

بحران ارتباطات در ارتباطات بحران

  • کد خبر : 159448
  • ۱۰ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۰:۵۸
بحران ارتباطات در ارتباطات بحران
رامین نظامی خواه در یادداشتی نوشت: رسانه ها به وظیفه خود در رابطه با بحران پیش آمده درست عمل کنند و آرامش جامع را بهم نزنند.

نسل تدبیر: رامین نظامی خواه//  «چرا رسانه ها واقعیت را به مردم نمی گویند؟! به همین خاطر است که ما سراغ شبکه های ماهواره ای و منابع غیررسمی در فضای مجازی می رویم.»

«مسئولان همکاری لازم را با ما خبرنگاران نمیدکنند. دست رسانهدها برای انعکاس موضوعات بسته است.» «مردم به اخباری که در فضای مجازی میدشنوند اعتماد نکنند.»

هرکدام از ما به فراخور اینکه در کدام جایگاه از چرخه اطلاع رسانی قرار داریم جملات بالا و مطالب مشابه آنها را بارها و بارها شنیده و حتی بیان کرده ایم. چرخه ای از گلایه ها بین مسئولان، مردم و رسانه ها که هرکدام دو ضلع دیگر را مورد انتقاد قرار میدهند.

نکته عجیب اما اینجاست که همه این گله گذاری ها و نقدها در نوع خود صحیح هستند و مصادیقی عینی از آنها را می توان در چرخه اطلاع رسانی بحران های طبیعی و غیرطبیعی حادث شده یافت. شرایطی که از آن به «بحران ارتباطات در ارتباطات بحران» می توان یاد کرد.

ارتباطات بحران مبحثی علمی است که بر وظایف رسانه ها بعنوان اصلی ترین ابزار ارتباطی، در بحران ها تمرکز دارد و الگوی ارتباطی جامعه در سه بازه قبل، حین و بعد از بحران را مورد مطالعه قرار می دهد.

اساتید و پژوهشگران علوم ارتباطات مدل های مختلفی را هم برای توصیف عملکرد رسانه ها در بحران های طبیعی و غیرطبیعی مدون کرده اند که می توان از آنها به عنوان الگوی بایدها و نبایدهای عملی و معیار ارزیابی نقش آفرینی رسانه ها در پیشبینی، اطلاع رسانی و گذر از بحران های پیش آمده برای جوامع بهره برد.

اما آنچه در این مجال کوتاه می توان به آن پرداخت دسته بندی مختصری از مصادیق پرشمار پارازیت در فضای ارتباطاتی کشورمان در شرایط بحرانی با مرور بحران های طبیعی و غیرطبیعی است که ماه های گذشته جامعه مان را با خود درگیر کرده اند. برای آنکه نگاهمان از لایه سطحی بروندادها فراتر رفته و به ریشه ها و زمینه های نقصانات هم پی ببریم؛ دسته بندی کلی و رایج در مطالعات رسانه را ملاک قرار داده و ارتباطات بحران را از حیث سازمان، محتوا، مخاطب و تاثیر رسانه های جمعی و اجتماعی در ایران مورد بررسی قرار می دهیم.

سازمان های رسانه ای یا رسانه های سازمانی؟!

مدلهای متنوع تاسیس و مالکیت رسانه ها در ایران بر عملکرد آنها در بحران ها تاثیر دارد. سازمان صدا و سیما با الگوی اداره حاکمیتی و برخی رسانه های نیمه دولتی مهمترین رسانه های رسمی در فضای کشورمان هستند که محدودیت های سازمانی، تنگناهای بودجه ای، عدم پویایی لازم در ساختار نیروی انسانی و فشارهای دست و پاگیر دستگاه های حاکمیتی برای دخالت در تصمیم سازی های حرفه ای و جهتگیری های محتوایی نوآورانه برای منحرف کردن آنها به سمت و سوی منافع سازمان ها، گروه ها و حتی اشخاص را تجربه می کنند. این محدودیت ها و فقدان امکانات و اختیارات لازم باعث می شود تا منطقا نتوان مسئولیت تمام نقصان ها را متوجه مدیران و همکاران رسانه ملی و رسانه های برخوردار از بودجه های دولتی دانست.

یک داستان همیشگی: غافلگیری!

نکته دیگر این است که سازمان های رسانه ای ما همانند بسیاری از دستگاه های خدماتی در مواجهه با بحران غافلگیر می شوند. حال آنکه مدل های ارتباطات بحران، نقش رسانه ها را به عنوان ابزار پیش بینی و هشدار نسبت به بحران های احتمالی جوامع معرفی می کنند. این تضاد بیانگر ضعف در عملکرد رسانه ها در مرحله پیش از بحران است که باید با ارزیابی شرایط محیط، بتوانند نخست خود را برای مقابله با هر بحران محتمل آماده کرده و سپس جامعه را مهیای وقوع حوادث کنند. برای مثال زلزله به عنوان یکی از بحران های طبیعی پرتکرار در جغرافیای ایران دیگر نباید رسانه های ما را غافلگیر کند. بلکه ارائه آموزش های لازم به همکاران، تکرار مانورها و تمرین های میدانی و آماده بودن دستورالعمل ها تا جزئی ترین حد ممکن درباره سیاست ها، اهداف و چگونگی فعالیت سازمان های رسانه ای از مدیران ستادی و سردبیران گرفته تا خبرنگاران و برنامه سازان از قبل و روزآمد کردن آنها به صورت دائمی و حتی آماده بودن محتواهای موردنیاز می تواند رسانه را یک قدم به سمت ایفای نقش پیشبینی و هشدار نسبت به بحران در جامعه نزدیک کند.

خبرنگار مجرب نیازمندیم!

نیروی انسانی کارآمد و پای کار مهمترین رکن یک سازمان رسانه ای است و در ارتباطات بحران هم این اتکا به توانمندی، تسلط و ابتکار نیروهای خبره است که می تواند عملکردی موفق برای رسانه ها رقم بزند. اما تعداد معدودی از اهالی رسانه در ایران هستند که دوره های آموزشی لازم برای انجام وظیفه در مواجهه با بحران را طی کرده اند. البته بدیهی است که منظور از آموزش های لازم تنها داشتن مدرک دوره هایی از قبیل خبرنگاری در بحران و … نیست و باید سیر آموزشی کاملی از مبانی نظری تا تجربه های میدانی طراحی شود. برای تکمیل این آموزش ها نیز باید سراغ هندبوک های مدون و به روز آوری شده ای را گرفت که به مثابه یک راهنمای ساده، بایدها و نبایدهای ریز و درشت را به خبرنگاران، عکاسان، تصویربرداران، تدوین گران، دبیران و سردبیران، مجریان و گویندگان، توزیع کنندگان محتوا، برنامه ریزان، مدیران و همه و همه دست اندرکاران رسانه ها یادآوری کنند.

سیلی اول در جنگ روایت ها

محتوای رسانه ها در شرایط بحرانی خود در چند دسته قابل بررسی است. بیشترین انتقادها در حوزه خبر و اطلاع رسانی مطرح می شود. اینکه رسانه های ما نمی توانند همه واقعیت را به موقع به اطلاع مردم برسانند. نخستین عامل این امر که اشاره شد غافلگیر شدن خود رسانه ها و البته محدودیت های سازمانی موجود برای ورود سریع به مسئله است که باعث می شود در بسیاری از موارد روایت اول از آن رسانه های داخلی و رسمی ما نباشد. این آغار انفعال در اطلاع رسانی بحران است که تلاش برای عبور از آن و به دست گرفتن نبض اطلاع رسانی حتی گاهی منجر به غرق کردن مخاطب در اخبار مربوط به بحران می شود اما اقناع لازم را به همراه ندارد چرا که دیر جنبیده ایم و سیلی اول را در جنگ روایت ها خورده ایم.

دعا را قبل از بلا باید کرد

دیگر حوزه محتوایی که رسانه ها در قبال بحران باید به آن بپردازند ارائه آموزش های لازم به عموم مردم برای در امان ماندن از مخاطرات است. رسانه های ما در این حوزه هم دعا را به بعد از بلا موکول می کنند. انتشار پیام های آموزشی و فرهنگ ساز نسبت به شرایط بحرانی را نباید به زمان وقوع بحران موکول کرد که دیگر کار از کار گذشته باشد. البته این به معنای نفی ضرورت نقش آفرینی رسانه ها در حین بحران برای عبور از شرایط حاد نیست بلکه تاکید بر این نکته است که رسانه ها باید این وظیفه ذاتی خود را در شرایط عادی هم ایفا کنند تا بدین ترتیب مرجعیت خود در شرایط بحرانی را تثبیت نمایند.

سوالات سختی که باید به موقع جواب داد

رسانه ها با سوالات و انتقاداتی از این جنس که در شرایط بحرانی باید چه نسبتی از محتوای خود را به آن اختصاص دهند هم مواجه هستند. اینکه پخش یک برنامه طنز در روزهایی که زلزله بخشی از هموطنان مان را با مشکل مواجه کرده یا خطر شیوع یک بیماری مسری در جامعه جدی است؛ می تواند معقول باشد یا نه. و یا اینکه وقوع بحرانی با چه مختصات و مشخصاتی می طلبد تا روند فعالیت عادی رسانه ها متوقف شود؛ اینها سوالاتی هستند که پاسخ به آنها تابع مولفه های پیچیده ای است و نمی توان پاسخ ساده ای برای آنها دست و پا کرد. اما این دشواری دلیل خوبی برای موکول کردن تصمیم گیری به لحظه بحران نیست و باید الگوی مشخصی برای پاسخ به سوالاتی از این دست، تدوین گردد.

بر سر دو راهی

اما آنچه بحران ارتباطات در ارتباطات بحران را تشدید می کند افراط ها و تفریط¬هایی است که گاهی اطلاع رسانی جامع و کامل را قربانی آرامش روانی جامعه کرده و گاهی از آن سوی دیگر بام افتاده و با تمرکز بیش از حد بر بحران مانع از عبور جامعه از شرایط پرتنش می شود؛ بدون آنکه نقش مثبتی در هدایت افکار عمومی و تهییج افراد برای اقدامات مثبت داشته باشد.

شاید لازم است تا همانگونه که رسانه ها در هر موضوعی به سراغ متخصصان می روند، مسئولان نیز برای تصمیم گیری درباره ابعاد رسانه ای هر رویداد و ماجرایی سراغ اهالی رسانه بیایند و اجازه بدهند تا به موقع و با رعایت همه جوانب لازم اطلاع رسانی صورت گیرد. به خصوص که مسکوت گذاشتن مسائل کمکی به حل آنها نمی کند بلکه تبدیل شدن آنها به بحران را شتاب می دهد. در این شرایط است که اعتبار رسانه های رسمی ما نزد مخاطبان افزوده شده و رسانه های مغرض عرصه ای برای جولان نمی یابند.

یک سوزن هم به مخاطب

اما آیا این تنها ارباب رسانه ها هستند که در وضعیت موجود که از آن به عنوان یک بحران در نظام ارتباطی شرایط بحران یاد کریم؛ قصور و تقصیرهایی دارند؟! واقعیت آن است که امروز مخاطب به یک بازیگر اصلی در الگوی نوین ارتباطی تبدیل شده است و بخشی از اخلال در چرخه ارتباطی به نحوه استفاده افراد از رسانه ها برمیگردد. دانش و مهارتی که با مفهوم سواد رسانه ای تشریح می شود.

سخن از اضافه بار اطلاعات و شبه اطلاعات است که در اثر فقدان رژیم مصرف رسانه ای در اذهان مخاطبان انباشته شده و سلامت روان آنها را در شرایط بحرانی به خطر می اندازد. تفکر انتقادی هم که می تواند سکه شایعه را در بازار پیام از اعتبار بیاندازد و چون کیمیا در عصر رسانه های متکثر و غیررسمی عمل کند؛ همچنان عنصری کمیاب در فرهنگ رسانه ای مخاطب و کاربر ایرانی است.

نهایتا برای جمعبندی این یادداشت کافی است تا این نکته را یادآور شویم که مهمترین اصل برای جوامع در مقابله با بحران های طبیعی و غیرطبیعی داشتن پیشبینی و آگاهی نسبت به آنها و مشارکت همگانی در اقدامات پیشگیرانه و کاهنده عواقب منفی است. وظیفه ای که رسانه ها بعنوان چشم بینای مردم در ارزیابی محیط و بعنوان زبان گویا برای بیان هشدار و هشیارباش باید به دوش بکشند و این شدنی نیست مگر با سیاستگذاری و برنامه ریزی برای شرایط بحران قبل از وقوع آن.

نگارنده: رامین نظامی خواه

لینک کوتاه : https://nasletadbir.ir/?p=159448

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.