ماجرای قتل جنجالی غزاله چیست؟/علیخوانی و پرستویی خواستار بخشش آرمان!
ماجرای قتل جنجالی غزاله چیست؟/علیخوانی و پرستویی خواستار بخشش آرمان!

روز چهارشنبه یازدهم دی حکم قصاص آرمان اجرا خواهد شد.او در طی شش سال حضور در زندان لیسانس کامپیوتر و فوق لیسانس مهندسی پزشکی خوانده است. پدر و مادر آرمان از پدر و مادر غزاله انتظار دارند که از قصاص صرف نظر کنند.

به گزارش نسل تدبیر، دیشب در فضای مجازی پستی دست به دست میچرخید با عکس پسری جوان به نام آرمان. در این پست که مردم و هنرمندان خواهان و خواستار بخشش آرمان از قصاص بودند، ماجرای قتلی قدیمی پشت پرده بود.
در ادامه ماجرای قتل غزاله توسط آرمان را توضیح خواهیم داد.
مسئله حیاتی این است که این پسر جوان بخاطر قتل جنجالی غزاله قرار است چهارشنبه – فردا – اعدام شود، خانواده این جوان نامه خداحافظی با پسرشان را منتشر کرده اند و هنرمندان نیز عکس آرمان را در صفحه های رسمی خود گذاشته اند و خواستار نجات آرمان از قصاص شده اند.

نامه خداحافظی پدر و مادر آرمان

متن زیر نامه خداحافظی پدر و مادر آرمان است .
سلام دوستان و همراهان گرامی
دستبوس تک تک عزیزان همراه هستیم.
متاسفانه آرمان ما دیگر سحرگاه ۴ شنبه را نخواهید دید.
پسری که تا لحظه آخر کلمه ای درشتی نکرد و تا آخرین نگاه معصومیت خودش رو حفظ کرد.
او دیگر نخواهد بود و ما قراره آخرین دیدار رو باهاش داشته باشیم.
کدوم پدر و مادر میتونه تو چشم بچه اش نگاه کنه و بگه بابا خداحافظ، این آخرین نگاهه…
این آخرین آغوشه، این آخرین بوسه هست، این آخرین لمسه و این آخرین حس نفس گرمته….
کاشکی سهم آخر قسمت ما بود نه فرزندمون….
این موقع است که ناباورانه پدر ومادر به پروردگارش میگه کاشکی
فرزندمون تو سانحه میمرد نه ذره ذره، نه با انتظار …
خدایا قسمت میدیم لبخند مصنوعی و تلخ آخر و موقع آخرین وداع با فرزند که تلخ ترین رخداد زندگی یک پدر و مادره نصیب هیچ کسی حتی بدترین بندگانت نکن….
آرمانی منتظر ما باش… زود میام پیشت….
مامان کاترین بابا کامیار

حمایت احسان علیخانی از نجات آرمان

تصویر

پدرو مادر غزاله عزیز ، شما ۶ سال است که عزادارِ غزاله هستین ، دردی عمیق و جانکاه ، قابل درک نیست داغ شما ، حق با شماست حتما حق با شماست اما در این ساعتهای پایانی زندگی آرمان از شما پدر و مادر محترم و گرامی خواهش میکنم و تفاضا میکنم که بزرگى کنید به آرمان رحم کنید و او را به بزرگی خودتان ببخشید ، صبح چهارشنبه دیگر آرمان نیست ، آرمان ۶ سال هر شب کابوس اعدام دیده در زندان ، هر شب مرده و زنده شده ، شما حق دارید اما او ١٨ ساله بوده و اشتباه کرده ، غلط کرده ولى ١٨ ساله بوده، در زندان از دیپلم تا فوق لیسانس درس خونده و ثابت کرده با رفتارش که در صورت محبت و گذشت شما صلاحیت بازگشت به جامعه را دارد، من دو بار با شما حرف زدم و حسی در دلم گواهی می دهد بامداد چهارشنبه شما دلِ اعدام آرمان را ندارید ، چون در صدای شما جز درد رفتنِ غزاله ، مهربانی و گذشت هم بود ، الهی که رحم کنید و آرام تر شوید

حمایت آریا عظیمی نژاد از نجات آرمان

تصویر

ماجرای قتل جنجالی غزاله چیست ؟

آرمان، جوان متهم به قصاص در زندان رجایی شهر در دانشگاه سراسری قبول شد. این خبری بود که از سوی مسئولان اداره کل زندان های استان تهران رسانه ای شد.
براساس اعلام مصطفی محبی، مدیرکل زندان های استان تهران این جوان ٢۴ ساله که بیش از ۵ سال را در زندان رجایی شهر به سر برده، در آزمون کارشناسی ارشد سال ٩٧ موفق شد در رشته مهندسی پزشکی دانشگاه تربیت مدرس در مقطع کارشناسی ارشد پذیرفته شود.
مشخص شد این جوان که به اتهام قتل جنجالی غزاله ،دختر جوانی، به قصاص محکوم شده، در زمان ارتکاب به جرم و دستگیری از سوی پلیس مدرک دیپلم داشت که در این مدت با روحیه بالا و پشتکار عجیبی موفق به اخذ مدرک کارشناسی کامپیوتر شده است و سال ۹۷ با شرکت در آزمون کارشناسی ارشد رتبه خوبی را کسب کرد و درنهایت در رشته مهندسی پزشکی پذیرفته شد.
اما به زندان افتادن این پسر جوان و حکم قصاص او مربوط به جنایتی عجیب است که هیچ وقت پیکر مقتول در این پرونده کشف نشد و متهم این پرونده هم چندبار در اظهاراتش مدعی شد که این جنایت کار او نبوده است.
با این همه، اما همه مستندات و مدارک نشان می دهد که «الف-ع» تنها متهم این پرونده و عامل مرگ دخترجوان بوده است. بر اساس پیگیری ها از مسئولان دادسرای جنایی تهران مشخص شد «الف-ع» اواخر سال ٩٢ به اتهام قتل یک دختر ١٨ ساله به نام غزاله دستگیر و به قتل این دختر محکوم شده است، هرچند جسد این دختر جوان هیچ وقت پیدا نشد.
با این وجود، اما محکومیت این پسر جوان که در زمان ارتکاب به قتل کمتر از ١٨ سال داشته، قطعی شده است.

حمایت و درخواست نجات آرمان توسط پرویز پرستویی

تصویر

پدرو مادر مقتول، عرض سلام و ادب و تسلیت به شما دلسوخته گان
میدانم شماعزیزو جگر گوشه تان را ازدست داده اید و تقاضای قصاص حق مسلم شماست و خودتان هم میدانید که آرمان سحرگاه چهارشنبه آخرین نفس های خود را خواهد کشید .
بنده حقیر از شما داغدیده گان محترم تقاضا دارم به آرمان رحم کنید و اورابه بزرگی خودتان ببخشید.

آشنایی در آنتالیا جنایت در میرداماد

اما ماجرای قتل جنجالی غزاله در اواخر اسفندماه سال ٩٢ کلید خورد. اواسط اسفند ماه آن سال بود که پدر غزاله پس از ناپدید شدن عجیب دخترش به پلیس مراجعه کرد و آن ها را در جریان این اتفاق قرار داد.
خداحافظی و خارج شدن از خانه برای رفتن به مطب یک پزشک آخرین تصویر خانواده غزاله از او بود. ناپدیدشدن مرموز این دختر جوان به سرعت در دستور کار پلیس و ماموران آگاهی قرار گرفت.
در روند تحقیقات و در بررسی آخرین تماس های دختر جوان ماموران به پسر جوانی مشکوک شدند که غزاله قبل از ناپدیدشدن چندباری با او تماس گرفته بود.
در همان مراحل ابتدایی بازجویی صحبت های ضدونقیض پسر جوان، ماموران را بیش از پیش مشکوک کرد و درنهایت با بررسی های بیشتر مشخص شد که متهم جوان آخرین کسی بوده که غزاله را ملاقات کرده است و درنهایت در مراحل بازجویی پسر جوان لب به اعتراف گشود و به رابطه دوستی که بین او و غزاله شکل گرفته بوده، اعتراف کرد.
آشنایی غزاله و پسر جوان از آنتالیای ترکیه آغاز شده بود. این دوستی ادامه پیدا کرد و در تهران هم چندباری همدیگر را ملاقات کردند. پسر جوان با وجود این که چندماهی از غزاله کوچکتر بود، به او علاقه مند شد و حتی چندباری پیشنهاد ازدواج را با غزاله مطرح کرد، اما دختر جوان با این خواسته مخالف بود.
او می خواست برای ادامه تحصیل به خارج کشور برود، به همین دلیل هم از پسر جوان خواست تا این رابطه را فراموش کند. اما ارتباط آن ها به طور کامل قطع نشد، تا این که یک روز «الف-ع» از نبود پدر و مادر پزشکش در خانه استفاده کرد و از غزاله خواست به خانه آن ها برود:
«من وقتی دیدم کسی در خانه نیست، غزاله را به خانه دعوت کردم. اما او وقتی به خانه مان آمد و گفت که قصد دارد برای همیشه مرا فراموش کند، خیلی عصبانی شدم، بین ما مشاجره لفظی درگرفت و وی را هل دادم، سرش به جایی خورد، سپس با میله بارفیکس نیز چند ضربه به او زدم. آن جا بود که متوجه شدم غزاله نفس نمی کشد.»
پسر جوان آشفته و هراسان پیکر بی جان غزاله را داخل چمدان بزرگی قرار داد و بعد آن را به سطل زباله خیابان میرداماد انداخت، سپس به خانه بازگشت و سعی کرد همه آثار جرم را از بین ببرد.جسد غزاله هیچ گاه کشف نشد

اما پسر جوان خیلی زود از سوی پلیس شناسایی و دستگیر شد. درواقع دستپاچگی قاتل راز این جنایت را فاش کرد. در بررسی های دقیق و تطبیق نمونه «DNA» به دست آمده از قطرات خون به جامانده در محل جرم مشخص شد که غزاله در همان خانه مورد ضرب و جرح قرار گرفته است.
در ادامه بازرسی از محل جنایت میله بارفیکسی که پسر جوان با آن ضرباتی را به مقتول وارد کرده بود، کشف شد و آثار به جامانده بر روی میله هم اظهارات اولیه پسر جوان را تایید می کرد. با این وجود، متهم جوان در روند رسیدگی به این پرونده و به خصوص در جلسه دادگاه ضمن رد اظهارات قبلی خود، روایت دیگری از این حادثه مطرح کرد.
او در برابر قاضی با بی گناه دانستن خود در قتل جنجالی غزاله مدعی شد: «غزاله وقتی از پله های خانه مان پایین رفت، همین که خواستم در ورودی آپارتمان را ببندم، ناگهان صدای جیغش را شنیدم، وقتی در را باز کردم، دیدم او از پله ها سقوط کرده است. هر چه صدایش زدم، جواب نداد.
ترسیده بودم با زحمت او را به خانه بردم. از ترس پدر و مادرم غزاله را داخل چمدان جاسازی کردم و او را از خانه بیرون بردم تا کسی متوجه نشود و بعد هم جسد غزاله را در سطل زباله رها کردم.»، اما جسد این دختر جوان با وجود تلاش ماموران هیچ گاه پیدا نشد.
در مقابل، اما خانواده غزاله خواهان اشد مجازات و قصاص قاتل دخترشان بودند.
درنهایت دادگاه با توجه به مستندات موجود و بررسی نمونه «DNA» و سایر مدارک حکم به قصاص این پسر جوان داد. البته به دلیل این که متهم در زمان قتل ٧ روز به ١٨سالگی اش مانده بود، تیم قضائی را بر آن داشت تا طبق ماده قانونی حمایت از مجرمان ١٨ ساله، آرمان را در اختیار کمیسیون پزشکی قانونی قرار دهند تا رشد عقلی او در زمان جنایت تایید شود.
این کمیسیون هم روز ٢٧ آبان ماه ٩٣ جلسه ای تشکیل داد و درنهایت اعلام کرد اختلال روانی که قوه تشخیص متهم را سلب کرده باشد، در زمان جنایت و معاینه فعلی به دست نیامده است.
با این وجود، هنوز حکم قصاص این پسر که الان وارد ٢۴سالگی اش شده است، اجرا نشده و او در این مدت علاوه بر اخذ مدرک مهندسی کامپیوتر در زندان موفق شد در کنکور ارشد سال جاری در رشته مهندسی پزشکی دانشگاه تربیت مدرس پذیرفته شود.