یک ملت یک رییس جمهور !
یک ملت یک رییس جمهور !

یادداشت اختصاصی نسل تدبیر با عنوان «یک ملت یک رییس جمهور» و به قلم «ایوب آقاجانزاده» را در این نوشتار بخوانید.

۲۴ خرداد ۱۳۹۲ بود که بعد از ۸ سال مدیریت مبتنی بر آزمون و خطا و با تکیه بر رویکردهای  عوام فریبانه دولتی روی کار آمد که از «تدبیر» سخن می راند و«امید» را نوید می داد. کلیدش تنها کلیدی بود که می توانست قفل سنگین مشکلات را که اختاپوس وار جامعه وتمام ارکان آن را در چنبره خود گرفته بود گشوده و بارقه های حیات و زندگی امیدوارانه را بر پنجره های تاریک و غبار گرفته یک ملت بتاباند. خنده های ملیح و طعنه های بدیع او با تشرهای گاهاً سهمگینش بر رقبا چنان جذبه و هیمنه ای «روحانی» از او به تصویر کشید که قلب میلیون ها ایرانی را در طرفه العینی آنچنان تسخیر نمود که مجنون وار طاقت از کف بنهادند و به شوق وصال لیلای گم شده خود پای در بیابانی نهادند که انتهایش آغوش گرم مهار تورم، رشد اقتصادی مثبت، آرامش روانی، تعامل سازنده با تمام دنیا و در نهایت برجامی بود که نه تنها حامیان داخلی بلکه ناظران خارجی را نیز به تحسین و تکریم دولتش فرا می خواند. 

افسوس و صد افسوس، که این دولت مستاجل بود و عنقای کوه قاف چندان تمایل به ماندن در اوج را نداشت و در برابر طوفان وحشتناکی که از سمت غرب، آنسوی آتلانتیک، وزیدن گرفته و با بادهای موسمی داخلی هم پیمان گشته بود از پای در آمد و بر زمین سردی نشست که درقیاس با بهشتی که وعده اش را داده بود همچون دوزخ می نمود. و اکنون، دولت مستاجل به غایت مستاصل نیز گشته و همچون ذبیح سربریده نیمه جان آرمیده در مذبح «منا» ی خودساخته ای قرار دارد که خود به چشم خویشتن بیند که جانش می رود! 

آقای دکتر روحانی، رئیس جمهور محترم، نا امیدی از شما و دولت شما فقط نا امیدی و بریدن از یک «دولت» و چشم دوختن به دولت دیگری نیست. این امید مردم به صندوق های رای بعنوان اولین و آخرین اهرم قانونی و مدنی است که به دنبال ذبح دولت شما به مذبح فرستاده خواهد شد. بیایید قبل از آنکه دیر شود، قبل از آنکه اعتماد طرفداران و حامیانتان بیش از این مخدوش شود، قبل از آنکه چشمان دریده و وقیح بیگانگان اندام نحیف و زیبای «ایران» را از هم بپاشانند، قبل از آنکه تار و پود بستر گرم و سرتاسر آرامشی که حاصل چهار سال تلاش خود و هیات دولت و صد البته هوادارانتان بود از هم گسسته شود، آستین همت بالا بزنید و با آن اقتدار، صلابت و ظرفیت بالایی  که من و همه طرفدارانتان از شما سراغ داریم اطلس وار بار سنگینی را که تا بدین منزل رسانیده اید به سر منزل نهایی اش هدایت کنید. 

آقای رئیس جمهور، این ملت، این مردمی که در کوچه و خیابان می بینید و در رسانه ها اخبارش را می شنوید، شایستگی برخورداری از رفاه، بالندگی و شکوفایی بسیار فراتر از این را دارند. بیایید یکبار دیگر کمرهمت ببندید و با درک صحیح و منطقی از شرایط بوجود آمده و سختی ها و ملامت هایی که هر روز و هر ساعت همچون تازیانه بر گرده تک تک این مردم عزیز و نجیب فرود می آید، در راستای تحقق  وعده ها و شعارهای انتخاباتی خود دستورات موثر و کارگشا صادر فرمایید. 

جناب آقای دکتر روحانی، کابینه حضرت عالی بویژه تیم اقتصادی و صنعتی آن نه انگیزه و اراده لازم و نه توان مورد نیاز برای ارائه راهکار و برون رفت از شرایط تقریباً بحرانی کنونی را ندارند. بیایید با تغییر اساسی و خانه تکانی بنیادین در کابینه و با بهره گیری از خرد جمعی و توان بالای متخصصین امر که خود همواره بر آن تاکید داشته اید، و اقناع مخالفان دولت در پایان دادن به تخریب و کارشکنی های چند ماه و سال گذشته و ترغیب به همراهی دولت، و همچنین لحاظ این واقعیت تاریخی  و علمی که مقصد اصلاحات اقتصادی از منزل اصلاحات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی می گذرد، یکبار دیگر شاخ غول تورم و بی ثباتی اقتصادی را بشکنید و دل های میلیون ها ایرانی را میزبان نام و یاد خود کنید. 

آقای رئیس جمهور، تاریخ کهنه دفتری است که نه آغازش و نه پایان آن بر کسی معلوم نیست. اما این نام ها و یادها هستند – خوب یا بد – که می مانند. اینجانب بعنوان شهروندی از بین هشتاد میلیون شهروند دیگر و عضو بسیار کوچک از دولت محترم جناب عالی، استدعا دارد با بازگشت به مردم، که اصلی ترین صاحبان و صد البته پاسداران این مرز و بوم هستند، و اعتماد بیشتر به آنها و تلاش در جهت بر طرف نمودن مشکلات و موانع پیش رو، و صد البته بهره گیری از مساعدت ها و رهنمودهای مقام معظم رهبری، امید تحلیل رفته در دلهاشان را زنده کنید و اعتماد زدوده شده را ترمیم نمایید تا به یاری خداوند متعال کشتی طوفان زده «ایران» را مجدداً به ساحل صلح و آرامش خود بازگردانیم.

  • نویسنده : ایوب آقاجانزاده